یکسال با تو بودن
سلام گل مامان. به یه چشم بهم زدن یکسال گذشت.زمان چه زود میگذره با وجود شما فرشته ها. خوشگلم هنوز همون دو تا دندونو داری.فکر کنم بازم میخوای دندون در بیاری.علائمشو داری ولی فعلا خبری از دندون نیست. صبح خواستم ببرمت بهداشت واکسنتو بزنم،کارام افتاد بعد از ظهر،دیگه فردا میبرمت. امشب میخوایم برات جشن تولد بگیریم.اولش خواستیم دیشب بگیریم که سالگرد ازدواجمونم بود.ولی به خاطر اینکه همه مهمونا باشن امشب میگیریم. گلم مدتیه خیلی نق نقو شدی.همش بهم میچسبی و گریه میکنی.باید بغلت کنم همش.این مدت که درگیر دوختن پیراهن برای هردومون بودم کمی اذیت شدم.شما اجازه هیچ کاری بهم نمیدی.امروزم همش بغلم بودی و کار میکردم.تا میذاشتمت زمین،میزدی زیر گریه.بازوه...
نویسنده :
مامان
15:50






